
ستمکشى زن يک وجه مشخص مهم دنياى امروزاست. همواره زنان در کليه جوامع با بى حقوقى وتبعيض روبروهستند وحتى از کمترين حقوق انسانی خود برخوردارنيستند. زنان در جامعه هاى کنونى دنياى غرب که به قول سرمايه داران درمتن تمدن وآزادى هستند همچنان از برابری با مردان برخوردار نیستند و خواهان عوض کردن وضع موجود و رسيدن به آزادى و برابری مطلق مى باشند چه رسدبه زنان دردنياى اسلام زده که هنوزکه هنوز است بعد از گذشت ١٤٠٠ سال اين تفکرات پوچ وتوخوالى را به ذهن نسل آينده ميخورانند که بايدبراى على وحسن وحسين ...گريست. البته نا گفته پیداست که مردم ایران و به خصوص جوانان این فرهنگ و سنت های پوسیده و ضد انسانی اسلامی را نپذیرفته و همواره در مقابل آن ایستاده اند و مبارزه در این عرصه را به مبارزه ای هر روزه تبدیل کرده اند.
ستمکشى وفرودستى زن مقوله مهمى است که اسلام آن را براى برقرارى خود و امروز برای بقای حکومت های سرمایه داری در منطقه خاورمیانه پرورش مى دهد.مذهب به طور مشخص قائل به تبعيض بین زن و مرد است و آن را تضمين برقرارى وتثبيت حاکميت خود ميداند. درجامعه اسلامى ازدواج ورابطه جنسى اجبارى و نا برابر است که موجب تباهى هزاران زن شده و عاقبت آنان يا منجر به بيماريهاى روحى روانى ويا منجر به خودکشى ميشود. ازدواجى که بدون عشق وهيچ احساسى صرفا با دخالتهاى خانواده . با اعمال فرهنگ پوسیده شرقی اسلامی پيش مى آيد، نتيجه اش کاملا مشخص است. طبق قانون اسلامی زنان هيچ حقى براى انتخاب در ازدواج، ادامه آن و یا طلاق ندارند، نا گفته نماند که در بسيارى از خانواده هاى مذهبى دختران حتى حق ديدن طرف خود را پيش از عقد کذايى ندارند و به دنبال آن بعد از ازدواج موقعيت زن بعنوان مادرـ همسر وبرآورنده تمايلات جنسى مردان است. زن در اسلام زير دست مرد است ومرد موقعيت برتر ومسلطى نسبت به زن داراست وعموما زن به عنوان موضوع لذت وسودجويى جنسى مرد بشمار مى آيد. زن رسما و قانونا از نيم حقوق مرد نيزبرخوردار نيست در اين جامعه نفوذ مذهب وسنتهاى کهنه وخرافه از طرف حکومت آنقدر تعميق و پاسداری می شود که ستمکشى زن وبيحقوقى او به طور مشخصی خودنمايى مى کند. در نظام اسلامى زن به عنوان اسيرى در بند در جامعه تعريف ميشود و زن را موجودى وابسته و نقش و زندگى او رادر وابستگى وخدمت مرد خلاصه مى کند.
مادامى که رهايى وپيشرفت زنان در جامعه اى تثبيت نشود واز حقوق کامل با مرد برخوردار نشوند نمى توان يک جامعه آزاد و رو به رشدى را تصور کرد. پيشروى زنان بسوى آزادى همواره تعين کننده تحول وتکامل آن جامعه است ورهايى زن از مذهب در واقع رهايى جامعه از عقب افتادگى وگرايشات پوچ مذهبى است. لازمه پيشرفت وتکامل جامعه حرکت وفعاليت زنان در تمام عرصه هاى زندگى است. حضور اودر فعاليتهاى اجتماعى سياسى در مقياس گسترده اى زمينه هاى تمدن وپيشرفت را در همان جامعه افزيش مى دهد پيش شرط رهايى جامه از تبعيض و نا برابرى فعاليت زن در عرصه هاى گوناگون است.يک جامعه آزاد نه تنها آزادى را به زنان باز ميگرداند بلکه نقش جنسى وتمام حقوق را به طور مساوى عرضه مى کند وهمه چيز را در خدمت رشد ورهايى انسان قرار مى دهد. به اميد بر پايى يک جامعه آزاد وبه دور از هرگونه تبعيض و نابرابرى که اين تنها با انسجام وهمراهى تک تک انسانهاى آزاديخواه به وقوع مى پيوندد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


